|
1)
تاریخچه ای مختصر
درباره مو و اهمیت آن
2)
مو و عملکردآن در
انسان
3)
علل ریزش مو
الف) مطالب واقعی و علمی در مورد علل ریزش مو
ب) مطالب واهی و عامیانه در مورد علل ریزش مو
ج) نازک شدن تارمو
4)
موهای سر من تا چه
اندازه خواهند ریخت؟
5)
مو در سلامتي
6) بيماري هاي مو
مو و داشتن آن درطول تاريخ همواره يک سمبل (Symbol)
مهم برای بشربوده
است.
مو بعنوان علامتی
ازجنسيت (Gender)
و وضعيت اجتماعی،
دينی و شغلی فرد دارای اهميتی برابر با طرز لباس
پوشيدن، ميزان زيورآلات (جواهرات)، نوع اسلحه فرد،
نوع خالکوبی (Tattoo)
و حتی تاج
روی سر وی (Crown)
بوده است.
مو برای بشر
حتی در دوران نوسنگی
(Neolithic age)
نيز دارای ارزش و
اعتبار بوده است. چندين سال پيش جسد يخ زده مردی
در يخچال های واقع درنزديکی مرز اتريش با ايتاليا
پيدا شد. باتوجه به اينکه ظاهر اين مرد شبيه مردان
امروزی بود در ابتدا اينطور تصور شدکه وی بتازگی
مرده است ولی باستان شناسان پس از مطالعه بر روی
البسه و اسلحه او متوجه شدندکه جسد متعلق به بيش
از 5000 سال قبل است. موهای اين جسدکاملاً مرتب
بوده و در حدود 5/3 اينچ طول داشتند و ريش او نيز
بخوبی کوتاه شده بود. همه اينها حاکی از توجه عميق
انسان به مدل مو و ريش درآن زمان می باشد.
درمصرباستان،
پسران فرعون موهای خود را به فرم خاصی بافته و در
سمت راست سر درست در پشت گوش خود آويزان می کردند.
فرعون هم هميشه باکلاه گيس در انظار ظاهر می شد.
حتی امروزه هم قضات مرد يا زن انگليسی در هنگام
حضور در دادگاه از کلاه گيس موی اسب استفاده می
کنند.
قديمی ترين
متن پزشکی که در حال حاضر وجود دارد يک پاپيروس
مربوط به نسخه ای از پزشکان مصر باستان در رابطه
با پمادی برای درمان ريزش مو است. در اين پماد از
چربی کروکوديل و مدفوع اسب آبی به مقدار مساوی
استفاده شده است.
بقراط، پزشک
باستانی يونان متوجه ارتباط بين اندام های جنسی و
طاسی مردانه شده و اولين کسی بودکه گزارش کرد
مردان خواجه (کساني که قبل از بلوغ اخته شده اند)
دچارطاسی مردانه نمي شوند. می گويندکه علت توجه
بقراط به طاسی مردانه اين بوده که خود بقراط
نيزطاس بوده است. نسخه پيشنهادی بقراط برای
جلوگيری ازريزش مو ماليدن مخلوطی اززيره سبز
(Cumin)،
مدفوع کبوتر، ترب کوهی
(Horseradish)
و گزنه
(Nettle) به
منطقه طاس بود. درحقيقت منطقه ای ازسر که شامل پشت
و طرفين آن بوده ودچار ريزش مو نمی شود را گاهی
اصطلاحاً تاج گل بقراط
(Hippocratic wreath)
می نامند.
وقتی به
دوران عهد عتيق (Biblical
times) می
رسيم داستان سامسون
(Samson) يکی
ازنمونه های جالب ازتوجه بشر به از دست دادن موها
است. قدرت سامسون برای ازبين بردن اشرار درگرو اين
بودکه موهايش بلند بوده وکوتاه نشوند و زماني که
دليله (Delilah)
موهای او را کوتاه
کرد همه نيروی سامسون ازبين رفت.
کشيش ها و
نمازگزاران مسيحی درزمان قديم موهای خودرا از فرق
سرمی تراشيدند (Tonsure)
تا بدين
ترتيب عدم علاقه خود به دنيا و پاکدامنیشان را
نشان دهند و بگويندکه وجود آنها وقف خدا شده است.
درقرون وسطی بدليل شدت توجه مسيحيان به امور اخروی
تراشيدن موهای فرق سر رايج تر شده بطوريکه گاهی
فقط باريکه ای از مو در طرفين سر باقی می ماند.
در دوران
پادشاهی لوئي چهاردهم در فرانسه استفاده ازکلاه
گيس بعنوان علامتی از اشرافيگری مد شده بود. لوئي
14 در زمان جوانی موهای زيبیی داشت و او بودکه
بدليل از دست دادن موهايش در زمان پيری، رسم کلاه
گيس گذاشتن را در فرانسه رايج کرد. دربرخی موارد
فرد اشيا شخصی خودش مانندکشتی های کوچک و قفس
پرندگان (که دارای پرنده زنده هم بود!) را در روی
کلاه گيس می گذاشت و گاهی وزن اين کلاه گيس به 15
تا 20 پوند هم می رسيد. رسم کلاه گيس گذاشتن تا
اواسط قرن 18 همچنان ادامه داشت.
در آسيا هم
مو برای نشان دادن جايگاه اجتماعی و مذهبی فرد
دارای اهميت بود. روحانيون بودیی موهای سرشان را
بطورکامل می تراشيدند. قهرمانان ساموریی در ژاپن
موهای جلو و بالای سر را تراشيده و مابقی موهايشان
را در بالای سر بصورت يک دسته بافته شده گره می
زدند. حتی در زمان حال هم کشتی گيران ساموریی
موهای خود را درپشت سر به فرم خاصی می بافند.
اگرچه تراشيدن موهای جلو و بالای سرمنسوخ شده است.
مردان چينی
هم معمولاً موهای خود را در پشت سر بافته و آويزان
می کردند. در دوران انقلاب چين (سال 1922) آويزان
کردن موهای بافته شده در پشت سر برای مردان ممنوع
و عدم رعايت اين مسئله جرم تلقی مي شد و لذا اين
رسم در اکثر نواحی شهری چين از بين رفت ولی در
بسياری از روستاها همچنان ادامه دارد.
در جوامع
امروزی نيز مو دارای اهميت فراوانی از نظر
اجتماعی، فرهنگی و مذهبی بوده و در نشان دادن
شخصيت فرد نيز مهم می باشد. در بسياری از گروه های
اجتماعی مانند خوانندگان راک
(Rock singers)،
پانک ها (Punks)،
يهوديان ارتودوکس
(Orthodox jews)،
کريشناها (Krishnas)،
سيک ها (Sikhs)،
صوفيان (Sufis)،
بودائيان (Buddhists)
و هندوها
(Hindus) مو
بسيار مهم بوده و از دست دادن آن يک فاجعه تلقی می
شود.
برای همه
انسان ها داشتن مو مؤيد جوانی و سلامتی بوده و در
طرز تلقی مثبت فرد از شخصيت
(Self-identity)
و وجود
(Self-image)
خودش اهميت
انکارناپذيری دارد.
بالا
2)
مو و عملکرد آن در
انسان
مو نقش بسيار مهمی از نظر تعیین سن فرد و وضعيت
کلی سلامتی شخص دارد و به
عبارت ديگر موهای سالم و پرپشت فرد را جوانتر و
سرحال تر نشان می دهد. البته نشانه های ديگری هم
برای اين مسائل وجود دارند از قبيل وضعيت پوست
شخص، شفافيت چشم ها، توده عضلانی فرد و طرز رفتار
وی با اين حال فرق اينها با مو در اين است که همه
اين نشانه ها را می توان با طرز لباس پوشيدن تغییر
داد و به اصطلاح ماسکه کرد ولی موها در معرض ديد
مستقيم و عريان ديگران بوده و اثر آنها به مراتب
بيشتر می باشد. يک سر پر از موهای مشکی و سالم
هميشه علامتی ازجوانی، بشاش بودن و در نگاه ديگران
خوش تيپ بودن است.
وقتيکه موی
سر مردی خاکستری شده و يا می ريزد معمولاً طرز
تلقی جامعه و افراد نسبت به وی تغییر می کندکه می
تواند مثبت يا منفی باشد. ممکن است اشخاص ديگر در
مورد فردی که طاس شده است اينطور فکر کنند که
آماده شروع زندگی، کارکردن و توليد مثل می باشد و
بطور کلی مرد شده است يا اينکه پير و از کار
افتاده شده و توانیی های سابقش را ندارد.
موی انسان از
يک پروتئين پيچيده بنام کراتين
(Keratin)
درست شده است. بطور کلی بدن انسان از سه نوع مواد
اساسی تشکيل شده است که عبارتند از: پروتئين ها،
چربی ها و کربوهيدرات ها. در بين اين مواد، ساخت
پروتئين ها بيشترين ميزان مصرف انرژی را به خود
اختصاص می دهد و به همين دليل است که با شروع
بيماری يا سوءتغذيه فوراً ساخت پروتئين ها و به
تبع آن رشد مو متوقف می گردد.
درصورتيکه
بيماری يا سوءتغذيه فرد شديد و يا طولانی مدت باشد
موها می ريزند و سر بيمارکم مو می شود (بدين وضعيت
اصطلاحاً ريزش موی تلوژن (Telogen
Effluvium)می
گويند.

ریزش موی تلوژن
(Telogen Effluvium)
وقتيکه بيماری برطرف می شود، رشد موهای بيمار
مجدداً شروع شده و اين مطلب
علامت بهبودی قريب الوقوع است. مسئله رشد و نيز
عدم رشد موها در شرايط گوناگون و علت ريزش مو در
برخی افراد هنوز بطور کامل شناخته نشده است.
پستانداران
(از جمله انسان) دارای خصوصيات مشترک زيادی هستند
از جمله: بدنيا آوردن بچه (زنده زیی)،
شيردادن بچه توسط پستان ها، خونگرم بودن (يعنی
ثابت ماندن درجه حرارت بدن عليرغم تغییرات درجه
حرارت محيط) و داشتن مو در سطح پوست. با اينکه
ظاهراً بدن انسان کم موتر از ديگر نخستيان
(Primates)
مثل انواع ميمون ها است ولی تعداد فوليکول های مو
در واحد سطح در پوست انسان بيشتر از آنها بوده و
علت اينکه آنها به نظر پرموتر می آيند اين است که
موهای نخستيان درازتر و کلفت تر می باشد در حاليکه
اکثريت موهای بدن انسان از نوع موهای نرم و ظريف
است.
بطورکلی
موهای بدن انسان را به دوگروه تقسيم می کنند:
1.
موهای کرکی، نرم، ظريف و با رنگدانه کم يا هيچ. به اين موها در
اصطلاح موهای
ولوس (Vellus Hair)
می گويند.
اين موها همه جای بدن بجزکف دست و پا را پوشانيده
اند ولی دربرخی نقاط آنقدر ظريف هستندکه به زحمت
ديده می شوند.
2.
موهای کلفت، خشن و دارای رنگدانه به درجات گوناگون که به آنها
موهای ترمينال (Terminal Hair)
گفته می شود. اين
موها در سر، ريش و سبيل، ابرو، مژه، زير بغل
ومنطقه تناسلی قرار دارند و در هر ناحيه دارای
خصوصيات خاص وگاهی اسم مخصوص خودشان هستند.
حتی موهای سر هم در نقاط گوناگون دارای مشخصات
متفاوتی هستند. برای مثال
موهای بالای گوش و پشت گردن نسبت به مابقی سرظريف
تر و نازک تر می باشند. دور تا دور سر هم يک منطقه
باريک از موهای نازک و نرم قرار داردکه در حقيقت
حد واسط بين پوست ظاهراً بی موی صورت (ولی درحقيقت
دارای موهای
Vellus)
وپوست سر (که دارای موهای تيره وکلفت) است، می
باشد. بدين منطقه باريک در جلوی سر اصطلاحاً خط مو
(Hair Line)
می گويند. طبيعی بودن وکاشت درست موها در اين خط
از اهميت فوق العاده زيادی برخوردار است.
هنوز به
روشنی معلوم نيست که چرا انسان دارای مو است و چرا
مشخصات رشد موهای وی در نقاط گوناگون با همديگر
متفاوت هستند. پيشينيان ما دارای بدن پرموتری نسبت
به ما بوده اند و مشخص نيست که چرا انسان امروزی
کم مو تر شده است اگر چه می توان اين مطلب را در
ارتباط با استفاده بيشتر از لباس برای محافظت و
گرم شدن در انسان امروزی دانست. مو می تواند
بعنوان عايقی در برابر سرما عمل نمايد اگر چه اين
وظيفه در انسان اهميت زيادی نداشته و درضمن نمی
تواند بيانگر تفاوت هیی باشدکه از نظر شکل و وضعيت
مو بين گروه های گوناگون انسانی وجوددارد. برای
مثال اکثر اقوام آسییي دارای بدن و صورت بسيارکم
مو هستند اگرچه بسياری ازآنها مانند ساکنين تبت و
مغولستان درآب وهوای بسيارسردی زندگی می کنند.
يکی ديگر از
وظايف مهم مو افزايش قابليت لمس در سطح پوست است
بطوريکه در پوست مودار حتی حرکت بسيار ظريف و
آهسته يک حشره به خوبی احساس می شود. علت اين
مسئله وجود يک فيبر عصبی حسی درست در محل ريشه مو
(Hair Follicle)
است. تغییر وضعيت
تار مو با عوامل خارجی مثل حرکت يک مورچه يا پشه
موجب تحريک اين عصب و درک آن احساس توسط شخص می
گردد.
مو در اکثريت
حيوانات نقشی در مکانيسم دفاعی حيوان بازی می کند
بدين ترتيب که در مواجهه با خطر موهای حيوان سيخ
شده و لذا حيوان به نظر بزرگتر و ترسناک تر می آيد.
چنين حالتی
را می توان در موهای گردن سگ و موهای دم گربه به
وضوح مشاهده نمود.
نمونه بسيار بارز
استفاده از مو بعنوان مکانيسم دفاعی در جوجه تيغی
مشاهده می شود.
در اين حيوان تيغ ها
(که درحقيقت موهای تغییرشکل يافته هستند) در
مواجهه با خطر شديداً راست شده و بدين ترتيب
برخلاف سايرحيوانات اين رفلکس در جوجه تيغی فقط
حالت تدافعی نداشته و در مبارزه حيوان با دشمنان
نيزکاربرد دارد.
بقیی جزئی از
اين رفلکس قديمی هنوز در انسان وجود دارد. در
مواجهه با سرما و هنگاميکه شخص ترسيده و يا هيجانی
می شود موهای ظريف بدن سيخ شده و نمای خاصی بوجود
می آورند. علت اين رفلکس در انسان انقباض يک عضله
بسيارکوچک بنام Arrector
Pili Muscle
است که بصورت مايل در زير پوست به تار مو چسبيده
است.
علاوه برعضله
فوق يک غده چربی کوچک بنام
Sebaceous Gland
نيز در نزديکی تار
مو در زير پوست قرار دارد. ترشح چرب و زردرنگ اين
غده چربی (که Sebum
ناميده می شود)
درداخل مجریی که تار مو درآن قرار دارد تخليه شده
واين امر باعث روغنکاری شدن مو می شود. هربارکه
عضله Arrector Pili
منقبض می شود، برغده
چربی فوق فشار وارد شده و مقدارکمی از ترشحات آن
تخليه می گردد.
يکی ديگر از
وظايف مو محافظت از پوست در مقابل اشعه زيانبار
ماوراء بنفش(UVR)
خورشيد است که البته
نقش مهمتر را در اين زمينه رنگدانه های پوست ايفا
می کنند.
وجود مو در
سر باعث کاهش احتمال صدمات مکانيکال به استخوان
های جمجمه می گردد. در مناطقی از بدن که پوست روی
هم مالش داده می شود (مثل زيربغل وکشاله ران)
مو بعنوان يک
ماده روغنکاری خشک (Dry
Lubricant)
عمل کرده و باعث کاهش اصطکاک می گردد. درهمين
مناطق مو وسيله ای برای پخش شدن فرمون ها
(Pheromones،
موادی که در مسائل جنسی دخالت داشته و از غدد چربی
درکنار موهای زير بغل وکشاله ران ترشح می گردند)
می باشد.

قسمت های مختلف فولیکول مو
مو درآنچه که هر شخص بعنوان تصويری ازبدن ((Body Image
در ذهن خود دارد و
نيز اعتماد به نفس
(Self-confidence)
و احترام به نفس
(Self-esteem)
شخص، نقش بسيار مهمی
را ايفا می کند. می توان گفت که هيچ قسمت ديگری از
بدن مثل مو نيست که بتوان آنرا به اين سادگی
تغییرداد يا آن را دستکاری کرد. شخص می تواند
موهايش را کوتاه يا بلندکند، موج دار (فر) و يا
صاف نمايد، شانه کند، به آنها حالت و مدل بدهد،
رنگ کند و يابی رنگ (بليچ) نمايد و يا اينکه
موهايش را ببافد و خلاصه هر مدلی که بخواهد به
موهايش بدهد و برخلاف خالکوبی
(Tattoo) و
سوراخ کردن بدن (Body
piercing)
تغییراتی که به موها می دهيم را می توان بلافاصله
از بين برد.
مو وسيله
مهمی برای ابراز وجود شخصی
(Self-expresion)
در اجتماع بوده و از
دست دادن آن می تواند موجب کاهش اعتماد به نفس و
در مواردی بروز نااميدی گردد. بنابراين برخلاف
ظاهر ساده و معمولی آن مو يک ارگان بسيار با ارزش
و پيچيده می باشد. اگر چه تلقی اشخاص در مورد مو
صرفاً به قسمت قابل مشاهده آن بر می گردد، بايستی
در نظرداشت که برای داشتن سری پر از موهای سالم و
شاداب تمامی بخش های تشکيل دهنده مو ازجمله عضلهArrector
Pili و غده
چربی بايد سالم بوده و وظيفه خود را به درستی ايفا
نمايند.
از نظر پزشکی
مو همراه با غدد عرق و ناخن های دست و پا، ضمائم
پوست (Skin appendages)
ناميده شده و
البته بعنوان جزئی از پوست در نظرگرفته می شوند.
مو از سه بخش اصلی که روی هم قرارگرفته اند، تشکيل
شده است. لايه سطحی پوست را اپيدرم
(Epidermis)
می نامند. اين لايه کمتر از يک ميليمتر قطر داشته
و از سلول های مرده ای تشکيل شده است که مرتباً در
حال ريزش از سطح پوست هستند. همزمان با ريزش اين
سلولهای مرده سلول های جديد در بخش تحتانی اپيدرم
توليد می شوند و بطرف سطح پوست حرکت می کنند تا
عاقبت آنها نيز مرده و دچار ريزش شوند.
در زير
اپيدرم لايه درم (Dermis)
قراردارد.
اين لايه سفت و حاوی بافت پيوندی بوده و قطرآن
درپوست سر3-2 ميليمتراست. قدرت و نيروی پوست در
رابطه با لايه درم است. غددچربی و غدد عرق در اين
لايه قرار دارند.
در زير لايه
درم يک لايه حاوی بافت چربی و بافت همبندی قرار
داشته که به آن لايه چربی زيرجلدی گفته می شود.

لایه
های مختلف
پوست
شبکه شبکه اعصاب حسی و عروق خونی پوست از لايه
چربی زيرجلدی منشأ می گيرند.
در پوست سر
(که به آن اسکالپ (Scalp )گفته
می شود) قسمت های انتهیی (تحتانی)
فوليکول های
مو در بخش های بالیی اين لايه قرارگرفته اند.
فوليکول مو
يک ساختمان بسيار پيچيده می باشدکه 4-3 ميليمتر
طول داشته و دارای 4-1 عدد تار مو
(شافت مو
(Hair Shaft))
هرکدام به قطر
تقريبی 1/0 ميليمتراست. فوليکول مو دارای سه لايه
اصلی می باشد. لايه خارجی را اصطلاحاً
Outer Root Sheath(ORS)
يا
Trichelemmaمی
نامند. اين لايه دور تا دور فوليکول مو را در سطح
درم فراگرفته ولی در سطح پوست با اپيدرم مخلوط شده
و منفذی را که مو از آن بيرون می آيد
(Pore) تشکيل
می دهد.
لايه ميانی
فوليکول مو را Inner Root
Sheath(IRS)
می نامندکه خود از سه قسمت تشکيل شده است شامل
(ازخارج به داخل): لايه
Huxley، لايه
Henly ولايه
Cuticle.
لايه داخلی همان شافت مو يا تار مو است که در
حقيقت قسمتی از فوليکول مو است که از پوست بيرون
آمده و ديده می شود. شافت مو نيز از سه بخش تشکيل
شده است که از داخل به خارج عبارتند از: لايه
Cuticle،
لايه Cortex
ولايه
Medulla.
بايستی متذکر
شدکه لايه کوتيکول واقع در
IRS متشکل از
سلول هايی روی هم قرارگرفته شده است که با سلول
های تشکيل دهنده لايه کوتيکول واقع در شافت مو (در
حقيقت اين دو لايه در مجاورت هم قرار دارند) در هم
تنيده شده و در هم فرورفته اند. اين مسئله موجب می
شودکه شافت مو وقتيکه از پوست بيرون می آيد راست و
محکم در سر جايش قرار بگيرد و در عين حال بتواند
در طول يک مسير مستقيم رشد نمايد.
لايه کوتيکول
واقع در قسمت خارجی شافت مو همان چيزی است که ما
بعنوان سطح مویی که از پوست بيرون آمده است، می
بينيم. لايه Cortex
قسمت وسطی شافت مو
را تشکيل داده و ضخيم ترين لايه شافت مو است و در
حقيقت کلفتی و توده شافت مو را ايجاد نموده و قدرت
(Strength) و
استحکام شافت مو وابسته به وجودآن است. اين لايه
از يک پروتئين ارگانيک به نام کراتين
(Keratin)
تشکيل شده است. شاخ کرگدن وآهو نيز از همين ماده
درست شده اند.
لايه
Medulla قسمت
داخلی شافت مو را تشکيل داده و فقط در فوليکول های
موی ترمينال وجود دارد. بخش پیینی هر فوليکول مو
تا حدی متسع وعريض شده است و به آن پياز مو
(Bulb) می
گويند و در حقيقت قسمت زايای فوليکول مواست. اين
بخش دارای سلول هیی بنام ماتريکس
(Matrix Cells)
می باشد. اندازه
پياز مو و تعداد سلول های ماتريکس قطر تار مویی را
که از پوست بيرون می آيد، تعیین می کند.

نمایی
طولی ازاجزاتشکیل
دهنده فولیکول مو
در پیین هر فوليکول مو (يعنی قسمت بالب موHair Bulb)
توده ای کوچک از
سلول های تخصص يافته وجود دارد که به اين توده
درمال پاپيلا (Dermal
Papillae)
گفته می شود. درمال پاپيلا در فرورفتگی خالی که در
پیین بالب مو (Hair Bulb)
قرار دارد،
مستقر شده است. سالها بود که دانشمندان فکر می
کردندکه فقط ناحيه درمال پاپيلا مسئول رشد و تکامل
فوليکول مو است ولی در حال حاضر عقيده بر اين است
که تمامی قسمتی از فوليکول مو از ناحيه درمال
پاپيلا تا محل اتصال غده چربی (سباسه) به فوليکول
مو می تواند اين عملکرد را داشته باشد. در حقيقت
امروزه دانشمندان معتقدند که وظيفه اصلی درمال
پاپيلا کنترل رشد و تمايز فوليکول مو است نه اينکه
مستقيماً درگير رشد مو باشد. در صورتيکه درمال
پاپيلا را برداريم (که گاهی در حين کاشت مو اتفاق
می افتد) فوليکول مو می تواند مجدداً يک درمال
پاپيلا جديد بوجود آورد اگر چه رشد مویی که به اين
ترتيب بوجود می آيد با تأخير همراه است.
پوست سر
انسان (که به آن اسکالپ
Scalp گفته
می شود) بصورت نرمال دارای 150-100 هزار فوليکول
مو است که حاصل کار آنها موهای ضخيم ترمينال می
باشد. رشد موهای اسکالپ 44/0 ميليمتر در روز يا
نيم اينچ در ماه است.
در مقام
مقايسه تعداد موهای بدن انسان 5 ميليون عدد است که
موهای ظريف ولوس ايجاد می کنند. در هر زمان حدود
90 درصد موهای اسکالپ يک فرد در فاز رشد فعال (که
به آن آناژن Anagen
می گويند)
قراردارند. اين فاز رشد فعال بين 2 تا 7 سال طول
می کشد اگر چه متوسط آن 3 سال است. ده درصد مابقی
موهای اسکالپ در فاز استراحت (که به آن تلوژن
Telogen گفته
می شود) قرار دارندکه بطور معمول سه ماه طول می
کشد. وقتيکه مو وارد فاز تلوژن می شود رشدآن متوقف
شده و قسمت بالب مو Hair
Bulb از بخش
پاپيلا جدا می شود. در اين حالت شافت مو (تارمو)
يا به توسط کشش وارده به آن از خارج (مثلاً شانه
کردن مو) کشيده شده و می افتد يا اينکه توسط فشار
ناشی از رشد شافت مویی که از زير درحال رشداست، به
طرف بيرون هل داده شده و می افتد. در هر دو حالت
يک برجستگی کوچک سفيد در انتهای اين موی افتاده
شده مشاهده می گردد و لذا به اين مو، موی چماغی
(Club Hair)
گفته می شود. اکثرمردم فکرمی کنندآن قسمت زنده
ريشه مواست درحاليکه اين عقيده صحت ندارد و بخش
زنده وزايای مو (درمال پاپيلا) همچنان درپوست
اسکالپ باقی مانده و مو توليد می کند.

سیکل رشدمو
هر شخص در طول روز حدود يکصد عدد مو از دست می
دهدکه معمولاً بصورت تعدادکمی
مو در حين شانه زدن ها در خلل و فرج شانه و برس
مشاهده می گردد. وقتيکه تعداد اين موها زياد شوند
(که معمولاً درشانه، برس و يا سينک دستشویی ديده
می شوند) می تواند بدليل از دست دادن بيش از حد مو
بوده و بايستی اين مطلب بررسی شود. سوءتغذيه،
بيماری شديد و ناتوان کننده وکمبود ويتامين ها
همگی موجب تشديد و بدتر شدن ريزش موی معمولی (100
عدد در روز) می شوند.
برخلاف عقيده
عموم که هر تار مو بصورت جداگانه رشد می کند،
موهای اسکالپ در دسته های 2 الی 4 تیی (وبه ندرت 5
و حتی 6 تیی) از پوست سر بيرون می آيند و رشد می
کنند. به اين دستجات واحد فوليکولی
(Follicular Unit)
می گويند. اگرچه
وجود واحد فوليکولی در اوايل دهه 19980 توسط
پاتولوژيست ها شناخته شده بود ولی اهميت آن برای
کاشت موی طبيعی در اواسط دهه 1990 مشخص گرديد و
انقلابی در نتايج اين کار بوجود آورد.
|
منطقه بدن |
مدت زمان آناژن |
مدت زمان تلوژن |
درصدتلوژن |
|
سر(اسکالپ) |
6-2
سال |
3
ماه |
15 % |
|
صورت(ریش
وسبیل) |
12-2
ماه |
3-1
ماه |
33 % |
|